یک روز شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من بازگردد.
امید کوبه دررا بفشارد
و سپیدی جای تمام این سیاهی ها راپرکند.
آن روز بر مردگان نیز
سیاه نخواهم پوشید
حتی برعزیز ترینشان ...

برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد وقلبی که دوستش بدارند.
قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد.
قلبی برای من .قلبی برای انسانی که میخواهم ...

آپ بعدی بعد از ۱۳۰ تا نظر شما دوستان عزیزم !!
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
ميشي برام ماه شباي بي سحر
ميشي برام ستاره ي راه سفر
ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم
گفتم اين و بنويـسم که دوست دارم عزيزم
بيشتر از تو مي دونم من که تو اينو نمي دوني...

وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم
ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي
ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني
ــ از محبت ؟ : عشق
ــ از دوستي ؟ : صداقت
ــ از بهار ؟ : طراوت
ــ از سفر ؟ : انتظار
ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........
باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت .
به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...
تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم

آپ بعدی: بعد از ۱۲۰تا نظر شما دوستان عزیز. خوبه؟



