
اتل متل یه بابا
اتل متل یه مادر
اتل متل بچهها
آخه غیر اون دوتا
مامان بابا رو میخواد
به غیر بعضی وقتا
وقتی که از درد سر
اون بابای مهربون
همون وقتی که هرچی
همون وقتی که هرچی
غیر خدا و مادر
اون وقتی که باباجون
دویدم و دویدم
بند دلم پاره شد
بابام میون کوچه
مامان هوار میزد
مامان با شیون و داد
قسم میداد بابارو
تو رو خدا مرتضی
بچه داره میبینه
بابا رو کردن دوره
بابا یه هو دوید و
هی تند و تند سرش رو
قسم میداد حاجی رو
نعرههای بابا جون
الو الو کربلا
مامان دوید و از پشت
بابا با گریه میگفت
بعد مامانو هلش داد
گفت که مواظب باشین
الو الو کربلا
کمک میخوایم
حاجی جون
تو سینه و سرش زد
رو به تماشاچیا
بعضی تماشا کردن
اونایی که از بابام
سوی بابا دویدم
از درد غربت اون
درد غربت بابا
شرافت و خون دل
ای اونایی که امروز
برای خندههاتون
امروزشو نبینین
یهروز به هم میرسیم
موج بابام کلید
درو کنه هر کسی
یه روزپشیمون میشین
گریههای مادرم
بالا رفتیم ماسته
مرگ و معاد و عقبی



