<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عشق است</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/</link>
<description>آری به راستی زمان می گذرد.عمر تمام شدنیست.پس بگذار عاشق زندگی کنی و عاشق بمیری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Sep 2009 13:14:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دکتر علی شریعتی</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00006a size=2&gt;&lt;STRONG&gt;باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند&lt;BR&gt;باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند&lt;BR&gt;باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند&lt;BR&gt;باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند&lt;BR&gt;و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند&lt;BR&gt;و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باتو، دریا با من مهربانی می کند&lt;BR&gt;باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند&lt;BR&gt;باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند&lt;BR&gt;باتو، من با بهار می رویم&lt;BR&gt;باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم&lt;BR&gt;باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم&lt;BR&gt;باتو، من در هر شکوفه می شکفم&lt;BR&gt;باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم&lt;BR&gt;باتو، من در روح طبیعت پنهانم&lt;BR&gt;باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم&lt;BR&gt;باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.&lt;BR&gt;بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم&lt;BR&gt;بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند&lt;BR&gt;بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند&lt;BR&gt;بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند&lt;BR&gt;بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد&lt;BR&gt;ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند&lt;BR&gt;و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد&lt;BR&gt;بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند&lt;BR&gt;بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است&lt;BR&gt;بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند&lt;BR&gt;بی تو، من با بهار می میرم&lt;BR&gt;بی تو، من در عطر یاس ها می گریم&lt;BR&gt;بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.&lt;BR&gt;بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم&lt;BR&gt;بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم&lt;BR&gt;بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم&lt;BR&gt;بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.&lt;BR&gt;درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من ، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک ، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 13:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان زیبای &quot;شکلات تلخ&quot;</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000048&gt;چشمانش&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000048 size=2&gt; پر بود از نگرانی و ترس ، لبانش می لرزید ، گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر&lt;BR&gt;- سلام کوچولو ... مامانت کجاست ؟&lt;BR&gt;نگاهش که گره خورد در نگاهم، بغضش ترکید. قطره های درشت اشکش ، زلال و و بی پروا چکید روی گونه اش&lt;BR&gt;- ماماااا..نم .. ما..مااا نم ...&lt;BR&gt;صدایش می لرزید&lt;BR&gt;- ا .. چرا گریه می کنی عزیزم ، گم شدی ؟&lt;BR&gt;گریه امانش نمی داد که چیزی بگوید ، هق هق ، گریه می کرد&lt;BR&gt;آنطوری که من همیشه دلم می خواست گریه کنم، آنگونه که انگار سالهاست گریه نکرده بود، با بازوی کوچکش مدام چشم هایش را از خیسی اشک پاک می کرد، در چشم هایش چیزی بود که بغضم گرفت&lt;BR&gt;- ببین ، ببین منم مامانمو گم کردم ، ولی گریه نمی کنم که ، الان با هم میریم مامانامونو پیداشون می کنیم ، خب ؟&lt;BR&gt;این را که گفتم ، دلم گرفت ، دلم عجیب گرفت. آدم یاد گم کرده های خودش که می افتد ، عجیب دلش می گیرد. یاد دانه دانه گم کرده های خودم افتادم. پدر بزرگ ، مادربزرگ، پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، کودکی هایم ، همکلاسی های تمام سال های پشت میز نشستنم ، غرورم ، امیدم ، عشقم ، زندگی ام&lt;BR&gt;- من اونقدر گم کرده داااارم ، اونقدر زیاااد ، ولی گریه نمی کنم که ، ببین چشمامو ...&lt;BR&gt;دروغ می گفتم ، دلم اندازه تمام وقت هایی که دلم می خواست گریه کنم ، گریه می خواست. حسودی می کردم به دخترک&lt;BR&gt;- تو هم ... تو هم .. مام .. مام .. مامانتو .. گم کردی ؟&lt;BR&gt;آرام تر شد. قطره های اشکش کوچکتر شد. احساس مشترک ، نزدیک ترمان کرد. دست کوچکش را آرام گرفتم توی دستانم. گرمای دستش ، سردی دستانم را نوازش کرد. احساس مشترک ، یک حس خوب که بین من و او یک پل زده بود ، تلخی گم کرده هامان را برای لحظه ای از ذهنمان زدود&lt;BR&gt;- آره گلم ، آره قشنگم ، منم هم مامانمو ، هم یک عالمه چیز و کس دیگه رو با هم گم کردم ، ولی گریه نمی کنم که ...&lt;BR&gt;هق هق اش ایستاد ، سرش را تکان داد ، با دستم ، اشک های روی گونه اش را آهسته پاک کردم&lt;BR&gt;پوست صورتش آنقدر لطیف و نازک بود که یک لحظه از ترس اینکه مبادا صورتش بخراشد ، دستم را کشیدم کنار ...&lt;BR&gt;- گریه نکن دیگه ، خب ؟&lt;BR&gt;- خب ...&lt;BR&gt;زیبا بود ، چشمانش درشت و سیاه با لبانی عنابی و قلوه ای. لطیف بود ، لطیف و نو ، مثل تولد ، مثل گلبرگ های گل ارکیده. گیسوان آشفته و مشکی اش ، بلند و مجعد ...&lt;BR&gt;- اسمت چیه دخترکم ؟&lt;BR&gt;- سارا&lt;BR&gt;- به به ، چه اسم قشنگی ، چه دختر نازی&lt;BR&gt;او بغضش را شکسته بود و گریه اش را کرده بود. او، دستی را یافته بود برای نوازش گونه اش ، و پناهی را جسته بود برای آسودنش. امیدی را پیدا کرده بود برای یافتن گم کرده اش ، و من ، نه بغضم را شکسته بودم ، که اگر می شکستم ، کار هردو تامان خراب میشد و نه دستی یافته بودم و نه امیدی و نه پناهی ...&lt;BR&gt;باید تحمل می کردم ، حداقل تا لحظه ای که مادر این دختر پیدا می شد و بعد باز می خزیدم در پسکوچه ای تنگ و اشک های خودم را با پک های دود ، می فرستادم به آسمان ! باید صبر می کردم&lt;BR&gt;- خب ، کجا مامانتو گم کردی ؟&lt;BR&gt;با ته مانده های هق هقش گفت :&lt;BR&gt;- هم .. هم .. همینجا ..&lt;BR&gt;نگاه کردم به دور و بر ، به آدم ها ، به شلوغی و دود و صداهای درهم و سیاهی های گذران و بی تفاوت ، همه چیز ترسناک بود از این پایین آدم ها ، انگار نه انگار ، می رفتند و می آمدند و می خندیدند و تف بر زمین می انداختند و به هم تنه می زدند. بلند شدم و ایستادم. حالا ، خودم هم شده بودم درست ، عین آدم ها ...&lt;BR&gt;دخترک دستم را محکم در دستش گرفته بود و من ، محکم تر از او ، دست او را&lt;BR&gt;- نمی دونی مامانت از کدوم طرف تر رفت ؟&lt;BR&gt;دوباره بغض گرفتش انگار ، سرش را تکان داد که : نه&lt;BR&gt;منهم نمی دانستم حالا همه چیزمان عین هم شده بود. نه من می دانستم گم کرده هایم کدام سرزمین رفته اند و نه سارا. هر دو مان انگار ، همین الان ، از کره ای دیگر آمده بودیم روی این سیاره گرد و شلوغ&lt;BR&gt;- ببین سارا ، ما هردوتامون فرشته ایم ، من فرشته گنده سبیلو ، توهم فرشته کوچولوی خوشگل. برای اولین بار از لحظه ای آشناییمان ، لبخند زد. یک لبخند کوچک و زیر پوستی ، و چقدر معصومانه و صادقانه و ساده. &lt;BR&gt;قدم زدیم باهم ، قدم زدن مشترک ، همیشه برایم دوست داشتنیست ، آنهم با یک نفر که حس مشترک داری با او ، که دیگر محشر است ، حتی اگر حس مشترک ، گم کردن عزیز ترین چیزها باشد ،&lt;BR&gt;هدفمان یکی بود ، من ، پیدا کردن گم کرده های او و او هم پیدا کردن گم کرده های خودش ...&lt;BR&gt;- آدرس خونه تونو نداری ؟&lt;BR&gt;لبش را ورچید ، ابروهایش را بالا انداخت&lt;BR&gt;- یه نشونه ای یه چیزی ... هیچی یادت نیست ؟&lt;BR&gt;- چرا ، جای خونه مون یه گربه سیاهه که من ازش می ترسم ، با یه آقاهه که .. ام .. ام ... آدامس و شوکولات میفروشه&lt;BR&gt;خنده ام گرفت ، بلند خندیدم ، و بعد خنده ام را کش دادم. آدم یک احساس خوب و شاد که بهش دست میدهد ، باید هی کشش بدهد ، هی عمیقش کند&lt;BR&gt;سارا با تعجب نگاهم می کرد&lt;BR&gt;- بلدی خونه مونو ؟&lt;BR&gt;دستی کشیدم به سرش&lt;BR&gt;- راستش نه ، ولی خونه ما هم همین چیزا رو داره ... هم گربه سیاه ، هم آقاهه آدامس و شوکولات فروش ...&lt;BR&gt;لبخند زد&lt;BR&gt;بیشتر خودش را بمن چسبانید ، یک لحظه احساس عجیب و گرمی توی دلم شکفت&lt;BR&gt;کاش این دخترک ، سارا ، دختر من بود ...&lt;BR&gt;کاش میشد من با دخترم قدم بزنیم توی شهر ، فارغ از دغدغه ها و شلوغی ها ، همه آدم بزرگ ها را مسخره کنیم و قهقهه بزنیم&lt;BR&gt;کاش میشد من و ..&lt;BR&gt;دستم را کشید&lt;BR&gt;- جونم ؟&lt;BR&gt;نگاهش به ویترین یک مغازه مانده بود&lt;BR&gt;- ازون شوکولاتا خیلی دوست دارم&lt;BR&gt;خندیدم&lt;BR&gt;- ای شیطون ، ... ازینا ؟&lt;BR&gt;- اوهوم ...&lt;BR&gt;- منم از اینا دوست دارم ، الان واسه هردومون می خرم ، خب ؟&lt;BR&gt;خندید&lt;BR&gt;- خب ، ازون قرمزاشا ...&lt;BR&gt;- چشم&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;هردو ، فارغ از حس مشترک تلخمان ، شکلات قرمز شیرینمان را می مکیدیم و می رفتیم به یک مقصد نامعلوم. سارا شیرین زبانی می کرد ، انگار یخ های بی اعتمادی و فاصله را همین شکلات ، آب کرده بود&lt;BR&gt;- تازه بابام یک ماشین گنده خوشگل داره ، همش مارو میبره شمال ، دریا ، بازی می کنیم ...&lt;BR&gt;گوش می دادم به صدایش ، و لذتی که می چشیدم ، وصف ناشدنی بود. سارا هم مثل یک شوکولات شیرین ، روحم را تازه کرده بود. ساده ، صادق ، پر از شادی و شور و هیجان ، تازه ، شیرین و دوست داشتنی&lt;BR&gt;- خب .. خب ... که اینطور ، پس یه عالمه بازی هم بلدی ؟&lt;BR&gt;- آآآآآره تازشم ، عروسک بازی ، قایم موشک ، بعدشم امم گرگم به هوا ..&lt;BR&gt;ما دوست شده بودیم. به همین سادگی. سارا یادش رفته بود ، گم کرده ای دارد ، و من هم یادم رفته بود ، گم کرده هایم. چقدر شیرین است وقتی آدم کسی را پیدا می کند که با او ، دردهایش ناچیز می شود و غم هایش فراموش. نفس عمیق می کشیدم و لبخند عمیق تر می زدم و گاهی بیخودی بلند می خندیدم و سارا هم ، بلند ، و مثل من بی دلیل ، می خندید. خوش بودیم با هم ، قد هردومان انگار یکی شده بود ، او کمی بلند تر ، و من کمی کوتاهتر و سایه هامان هم ، همقد هم ، پشت سرمان ، قدم میزدند و می خندیدند&lt;BR&gt;- ااا. ...مااامااانم ....... مامان .. مامان جووووووووون&lt;BR&gt;دستم را رها کرد ، مثل نسیم ، مثل باد&lt;BR&gt;دوید&lt;BR&gt;تا آمدم بفهمم چی شد ، سارا را دیدم در آغوش مادرش !&lt;BR&gt;سفت در آغوش هم ، هر دو گریان و شاد ، هر دو انگار همه دنیا در آغوششان است. مادر ، صورتش سرخ و خیس ، و سارا ، اشک آلود و خندان با نیم نگاهی به من. قدرت تکان خوردن نداشتم انگار&lt;BR&gt;حس بد و و خوبی در درونم جوشیدن گرفته بود. او گم کرده اش را یافته بود و شکلات درون دهان من انگار مزه قهوه تلخ ، گرفته بود ...&lt;BR&gt;نمی دانم چرا ، ولی اندازه او از پیدا کردن گم کرده اش خوشحال نبودم&lt;BR&gt;- ایناهاش ، این آقاهه منو پیدا کرد ، تازه برام شکولات و آدامس خرید ، اینم مامانشو گم کرده ها ... مگه نه ؟&lt;BR&gt;صورت مادر سارا ، روبروی من بود. خیس از اشک و نگرانی ،&lt;BR&gt;- آقا یک دنیا ممنونم ازتون ، به خدا داشتم دیونه میشدم ، فقط یه لحظه دستمو ول کرد ، همش تقصیر خودمه ، آقا من مدیون شمام&lt;BR&gt;- خانوم این چه حرفیه ، سارا خیلی باهوشه ، خودش به این طرف اومد ، قدر دخترتونو بدونین ، یه فرشته اس&lt;BR&gt;سارا خندید&lt;BR&gt;- تو هم فرشته ای ، یه فرشته سبیلو ، خودت گفتی ...&lt;BR&gt;هر سه خندیدیم&lt;BR&gt;خنده من تلخ&lt;BR&gt;خنده سارا شیرین&lt;BR&gt;- به هر حال ممنونم ازتون آقا ، محبتتون رو هیچوقت فراموش می کنم ، سارا ، تشکر کردی از عمو ؟&lt;BR&gt;سارا آمد جلو &lt;BR&gt;- می خوام بوست کنم&lt;BR&gt;خم شدم&lt;BR&gt;لبان عنابی غنچه اش ، آرام نشست روی گونه زبرم&lt;BR&gt;دلم نمی خواست بوسه اش تمام شود&lt;BR&gt;سرم همینطور خم بود که صدایش آمد&lt;BR&gt;- تموم شد دیگه&lt;BR&gt;و باز هر دو خندیدیم&lt;BR&gt;نگاهش کردم ، توی چشمش پر بود از اعتماد و دوست داشتن&lt;BR&gt;- نمی خوای من باهات بیام تا تو هم مامانتو پیدا کنی ؟&lt;BR&gt;لبخند زدم&lt;BR&gt;- نه عزیزم ، خودم تنهایی پیداش می کنم ، همین دور وبراست&lt;BR&gt;- پیداش کنیا&lt;BR&gt;- خب&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;سارا دست مادرش را گرفت&lt;BR&gt;- خدافظ&lt;BR&gt;- آقا بازم ممنونم ازتون ، خدانگهدار&lt;BR&gt;- خواهش می کنم ، خیلی مواظب سارا باشید&lt;BR&gt;- چشم&lt;BR&gt;همینطور قدم به قدم دور شدند ، سارا برایم دست تکان داد ، سرش را برگردانده بود و لبخند می زد&lt;BR&gt;داد زد&lt;BR&gt;- خدافظ عمو سبیلوی بی سبیل&lt;BR&gt;انگار در راه رفتن مادرش بهش گفته بود که این آقاهه که سبیل نداشت که ...&lt;BR&gt;خندیدم&lt;BR&gt;.....&lt;BR&gt;پیچیدم توی کوچه. کوچه ای که بعدش پسکوچه بود. یک لحظه یادم آمد که ای داد بیداد ، آدرسشو نگرفتم که. هراسان دویدم&lt;BR&gt;- سارا .. سار ... ا&lt;BR&gt;کسی نبود ، دویدم. تا انتهای جایی که دیده بودمش&lt;BR&gt;- سارااااااااا&lt;BR&gt;نبود ، نه او ، نه مادرش ، نه سایه شان&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;رسیدم به پسکوچه. بغضم آرام و ساکت شکست. حلقه های دود سیگار ، اشک هایم را می برد به آسمان. سارا مادرش را پیدا کرده بود. و من ، گم کرده ای به تمامی گم کرده هایم افزوده بودم. گم کرده ای که برایم ، عزیزتر شده بود از تمامی شان&lt;BR&gt;....&lt;BR&gt;پس کوچه های بی خوابی من ، انتهایی ندارد. باید همینطور قدم بزنم در تمامیشان. خو گرفته ام به ، با خاطرات خوش بودن. گم کرده های من ، هیچ نشانه ای ندارند. حتی گربه سیاه و آقای آدامس فروش هم ، نزدیکشان نیست. من گم کرده هایم را توی همین کوچه پسکوچه های تنگ و تاریک گم کرده ام. کوچه پس کوچه هایی که همه شان به هم راه دارند و ، هیچوقت ، تمام نمی شوند. کوچه پس کوچه هایی که وقتی به بن بستش برسی ، خودت هم می شوی ، جزو گم شده ها ...&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 21:44:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعد از کلی تعطیلی ...</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;6&quot; face=&quot;Tahoma&quot; color=&quot;#ff0000&quot;&gt;زندگي
			&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز 
			و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي 
			و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب 
			و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و 
			طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است. &lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			اگر زندگي خدا نيست پس چرا فقط خدا هست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي شعر نيست پس چرا هوهوي بادش ياهوي رند خرابات است؟! &lt;br /&gt;
			اگر زندگي مهر نيست پس چرا كبوتر با كبوتر باز با باز كند پرواز؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي عشق نيست پس چرا ستاره ها باز چشمك مي زنند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي بوسه نيست پس چرا زاغان مرغان عشق نشدند؟! &lt;br /&gt;
			اگر زندگي آغوش نيست پس چرا نسيم در تن برگ اين گونه مي پيچد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي آهنگ نيست پس چرا صداي جغد و كلاغش نواي پائيز و خرابه دارد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي شور نيست پس چرا شبهايش اينقدر پر درد و حال است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي سوز نيست پس چرا شمع بايد بسوز و بسازد و بگريد و بخندد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي ناز نيست پس چرا مَهْوشاني كه هَوي مهتابند اينقدر كرشمه 
			دارند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي ساز نيست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب مي نوازند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي بهار نيست پس چرا صداي پرندگان را در برگ ريز خزان هم مي شود 
			شنيد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي آبي نيست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دريا و آسمان دارد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي ساده نيست پس چرا همه در خواب اينقدر بي نقشند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي رقص نيست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را مي رقصند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي صبح نيست پس چرا هر طلوع زندگي آغاز مي شود؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي چشم نيست پس چرا نور اينقدر مي رقصد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي كام نيست پس چرا عسل اينقدر شيرين است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي حال نيست پس چرا غروب اصلا خواستني نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي رود نيست پس چرا فصلِ خشك، بهار كركس است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي جوي نيست پس چرا زمزمه اش اينقدر شنيدني است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي گل نيست پس چرا اشكِ گل، آئين عزا است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي رنگ نيست پس چرا خاكستري، تنها، رنگ خاكستر است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي مست نيست پس چرا اينقدر پاسبان بر هر كوي و برزن است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي اشك نيست پس چرا آسمان كه مي گريد زمين مي خندد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي صفا نيست پس چرا بي صفا زندگي نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي لرز نيست پس چرا اينقدر ماه در بركه مي لرزد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي خوب نيست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي زنده نيست پس چرا بوته رز هميشه گل مي كند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي صاف نيست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي شراب نيست پس چرا اين همه مست، زنده اند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي خواب نيست پس چرا مرگ، مردمان را بيدار مي كند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي نوش نيست پس چرا نيش اينقدر سوز دارد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي شاد نيست پس چرا حيوان نمي خندد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي گنج نيست پس چرا مردن اينقدر سخت است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي نيايش نيست پس چرا بي نيايش كسي زنده نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي جاده نيست پس چرا مرده ها در حاشيه دفنند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي ماه نيست پس چرا بي ماه، ماه و سالي نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي روز نيست پس چرا هر روز زندگي نو مي شود؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي وفا نيست پس چرا هيچ كس بي وفا شِكَّرين نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي سخا نيست پس چرا آسمان كه مي بارد زمين مي رويد؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي لطيف نيست پس چرا خار، سبز و خشكش يكي است؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي دل آويز نيست پس چرا دل، به غير او آويز نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي طروات نيست پس چرا مگسان، تخم، بر مردار مي نهند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي زيبا نيست پس چرا مرده ها اينقدر زشتند؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي لبخند نيست پس چرا به وقت مرگ لبخند نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي نور نيست پس چرا شبهاي سياهش انگار زندگي نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي جور نيست پس چرا &quot;هر روز دريغ از ديروز&quot; دروغ نيست؟!&lt;br /&gt;
			اگر زندگي زندگي نيست پس چرا هيچ چيز در توصيف زندگي بهتر از زندگي 
			نيست؟!&lt;br /&gt;
			آري، زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز 
			و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود 
			و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و 
			خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل 
			آويز و طراوت و زيبا و لبخند و نور و جور و در آخر زندگي زندگي است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 May 2009 17:11:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعطیل</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;به علت کم لطفی دوستان&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=7&gt;تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 18:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی معرفت</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot; size=7&gt;خیلی بی معرفت شدین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Oct 2008 09:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرداب نمانید.</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;مرداب نباشید.&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/10dup2u.jpg&quot; border=0&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;تنها بود و من تنها تر&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مرداب آرام بود و من هم در آرامش به او نظاره میکردم&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;ساکت بود و مرا نیز سکوت فراگرفته بود&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مرداب&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مرداب  را دوست دارم&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;او بزرگ است &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;آرام  است&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;ولی غمگین&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;و دل پر دردی دارد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;حتی  تکان هم نمی خورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;که اگر  تکان بخورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;وآرامشش به هم بخورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دیگر مرداب نیست!&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;با همه اینها&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;از او بدم آمد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; ناگهان&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;متنفر  شدم &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;چون از  بی تحرکی و بی تعصبی &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;او را لجن فرا گرفته...&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;مرداب  تنها بود و من تنها تر&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; یادتان باشد&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #669900; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرداب نمانید...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Oct 2008 10:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداوندا ...</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=impact color=#3300ff size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 604px; HEIGHT: 646px&quot; height=704 alt=00 hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/iekq46.jpg&quot; width=792 align=textTop border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=impact color=#3333ff size=5&gt;خ&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=impact color=#3300ff size=5&gt;&lt;FONT color=#3333ff&gt;داوندا تو میدانی ...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;منم ، دلتنگ دلتنگم&lt;BR&gt;منم ، یک شعر بیرنگم&lt;BR&gt;منم ، دل رفته از چنگم&lt;BR&gt;منم ، یک دل که از سنگم&lt;BR&gt;منم ، آواز طولانی&lt;BR&gt;منم ، شبهای بارانی&lt;BR&gt;منم ، انسانیم فانی&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#3333ff&gt;خداوندا تو میدانی ...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;منم ، در متن یک دردم&lt;BR&gt;منم ، برگم ، ولی زردم&lt;BR&gt;منم ، هستم ، ولی سردم&lt;BR&gt;منم ، مُرده م ، منم مُرده م&lt;BR&gt;منم ، یک بغض پر باران&lt;BR&gt;منم ، غمهای بی سامان&lt;BR&gt;منم ، هستم دراین زندان&lt;BR&gt;منم ، زخمهای بی درمان&lt;BR&gt;منم ، دارم تب و تابی&lt;BR&gt;ز تنهائی ، ز بیتابی&lt;BR&gt;منم ، رفته به گردابی&lt;BR&gt;مرا باید که دریابی&lt;BR&gt;منم ، یک آسمان دردم&lt;BR&gt;منم ، دریا شود قبرم&lt;BR&gt;منم ، دنیا شود جبرم&lt;BR&gt;منم ، پایان شده صبرم&lt;BR&gt;منم ، یک ذره گردم&lt;BR&gt;منم ، خواهم کسی همدم&lt;BR&gt;منم ، برخود ستم کردم&lt;BR&gt;دلم خون میشود هردم&lt;BR&gt;منم ، از عشق گویانم&lt;BR&gt;منم ، دردست درمانم&lt;BR&gt;منم ، آمد به لب جانم&lt;BR&gt;خداوندا ! بمیرانم !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Sep 2008 07:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، بغض فـروخورده نیست.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، شـــوق وصال یار است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، تکیه زدن بر یــار است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نور مهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت در سینه است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;&lt;B&gt;زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد&lt;/B&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 21:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد من</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام به تمام دوستان چه اونایی که فراموشم کردن چه اونایی که هنوز یه یاد من هستن&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد از حدود 2 ماه آپ کردم.فردا تولدمه و من امروز پیش قدم شدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;تولدم مبارک&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;تولدم مبارک&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;یادش بخیر تا ۲ سال پیش تولدم خیلی بهتر از امسال بود.چون امسال اونی که باید بود نبود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;خیلی دلم براش تنگ شدهZ.F دوست دارام حتی برای یک بار دیگه باهاش حرف بزنم.یعنی میشه؟؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;داستان عاشقی من خیلی مفصله&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt; ولی دوست دارم بدونه که هنوز دوستش دارم عاشقشم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;هرروز آخرین نامشو میخونم و هرروز هم ... &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;دیگه نامشو حفظ شدم.نامه ای که در تاریخ:۶/۱۲/۱۳۸۵ نوشته شد&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;من در حقش بد کردم و خیلی پشیمونم.هیچ راه برگشتی ندارم چون خودش گفت:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگه می خوای برگردی فقط زود برگرد. ولی الان خیلی دیر شده&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;امیدوارم که این مطلب و بخونه . خلاصه دوستان اینم از تولد من.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;یه خواهشی دارم اگه اومدی و خوندی,برام یه چیزی بنویس(Z.F)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;IMG alt=000 hspace=0 src=&quot;http://i31.tinypic.com/2gx36kk.jpg&quot; align=bottom border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;این شعر هم تقدیم میکنم به اولین عشق زندگیم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;بغض من وا نمیشه تو صدا&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;خدایه یه دریا گریه می خوام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;نفهمید اون که باید میدونست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;بیشتر از جون هنوز عزیزه برام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;با جدایی هیچی تموم نمیشه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;عاشق از عاشقی سیر نمیشه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;بغض عشق مونده هنوز تو صدام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;هنوزم هیچی ازت نمیخوام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;عاشقت بودمو از عاشقی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;جز غمت هیچی نمونده برام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;اما من هنوز به پات مونده ام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;یه لحظه بی درد نیاسوده ام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;ازجدایی خیلی اگه گذشته&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;اما هنوز به عشقت آلوده ام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;با جدایی هیچی تموم نمیشه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;عاشق از عاشقی سیر نمیشه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; COLOR: #4f81bd; LINE-HEIGHT: 115%; mso-bidi-font-family: &apos;B Homa&apos;; mso-themecolor: accent1&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=center&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;IMG alt=01 hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/m9vgpu.jpg&quot; align=bottom border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Homa&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 10:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاش می شد</title>
<link>http://lilipoot.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=000 hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/33nc7t2.jpg&quot; align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: blue; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کاش می شد غصه را زنجیر کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ذره های عشق را تکثیر کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش می شد زخم را مرحم شویم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یار و غمخوار و انیس هم شویم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش می شد بر خلاف سرنوشت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قسمت و تقدیر را از سر نوشت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش می شد چشم و دل را باز کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نغمه ها ی دوستی را ساز کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش می شد عشق را آغاز کرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بی خیال از هر غمی پرواز کرد&lt;BR&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 May 2008 20:35:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lilipoot&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>lilipoot</dc:creator>
<guid>http://lilipoot.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
